سال تحصیلی ۹۱-۹۰ هم گذشت و برای همه ی ما کلی خاطره باقی گذاشت
دیروز آخرین جلسه ی کلاس تو دبیرستان نمونه سلامتیان رو رفتم . دبیرستانی که در و دیوارش برام پر از خاطره است. اما به دلایلی مجبورم دیگه اونجا کلاس نگیرم. البته بخشی از این دلایل رو برای بچه ها توضیح دادم امیدوارم که من و شرایطم رو درک کرده باشند. از همین جا باز هم ازشون خداحافظی می کنم.
سلام بابا ، سلام مامان
روزتون مبارک منظورم روز مادر یا پدر نیست . روز معلم مبارک . اصلا یادم نبود ، اما امروز تو خیابون یه خانومه اومد از دستفروشه یه اودکلن 3000 تومنی گرفت و داد دست پسرش و گفت : (( اخی ... شرّ این معلمتم کنده شد خدا رو شکر)) . یهو یادم افتاد . گفتم یه تبریک کتبی بگم. اما بابا ... مگه شما هم شری برا مردم دارید ؟ نکنه شما هم محور شرارت شدید؟ یه عالمه سوال تو مغزمه که نمی دونم از کی باید بپرسم . خوب چون شما معلمید و باید جواب همه ی سوالا رو بدونید از شما می پرسم.
بابا... این قداست معلمی که همه می گند یعنی چی؟ یعنی شما که شغلتون مقدسه باید چجوری باهاتون رفتار کنند ؟ یعنی بایدشما چکار کنید ؟ مقدس بودن شغل مهم تره یا پر در آمد بودنش؟
بابا... چرا تو اخبار همیشه می گند یه چیزایی قراره بهتون بدند یا دادند . یعنی این چیزا رو به بقیه نمی دند ؟ خوب اگه به بقیه هم می دند چرا فقط مال شما رو سیصد بار تو اخبار می گند.
بابا... این سبد کالا که هر سال عید بهتون میدند رو کجا می بری چرا هیچ وقت خونه نمیاری من هم ببینم چه شکلیه و توش چیه؟ میشه سال دیگه لااقل سبد خالیش رو بیاری برای لباسام .
بابا... چرا وقتی من رو می رسونی مدرسه می ترسی نگرانی که نکنه چند دقیقه دیر برسی مدرسه و مدیر چپ چپ نگات کنه؟ یعنی مدیرتون به رییس اداره تون که حق التدریس شما رو 7 – 8 ماه دیر می ده هم چپ چپ نیگه می کنه.
بابا ... این آقای ذیحسابی کیه که به هرچی به شما می خواند بدند گیر می ده؟ چرا آقای ذیحسابی به اون چیزایی که باید بهتون بدند و نمی دند گیر نمی ده؟
بابا... چرا تو اینهمه سال معلم بودی هنوز حاج آقا نشدی؟ نه از اون حاج آقاها که که مکه میرند. از اون حاج آقا ها که میز دارند . بخشنامه می دند. امضا می کنند. می گند باید احساس تکلیف کنی تا حاج آقا بشی. این احساس تکلیف چیه؟
بابا... حاج آقا مهم تره یا قانون؟ اگه قانون مهم تره چرا بند 10 بخشنامه ی حاج آقا جلوی حق قانونی مامان رو گرفته؟ چرا آقای کارگزینی مامان رو گریه انداخته؟
بابا... چرا این همه نظام آموزشی هی متحول میشه هیچی عوض نمی شه؟ لا اقل بهتر نمی شه؟ چرا هیچ کس از شما نمی پرسه چه جوری نظام آموزشی متحول بشه بهتره؟
بابا... چرا مامان باید روزای تعطیل بره درس بخونه از صبح تا شب؟ برای ساعت هایی هم که مدرسه نمی ره یه نفر زو بذاره جای خودش و حقوقش رو هم خودش بده و تازه از همه بد تر تعهد هم به آموزش و پرورش بده؟ راستی مامان وقتی مدرک بالاتر گرفت برای تحول آموزش و پرورش چند درصد کارش بهتر میشه ؟ حقوقش چند درصد اضافه می شه؟
بابا ... چرا استادای تربیت معلم مامان بعضی هاشون کمتر از بعضی های دیگه با سوادند ؟ راستی چرا هیچ وقت عوض نمی شند ؟ چرا آدم های جدید نمی تونند برند تربیت معلم درس بدند؟
بابا... چرا اگه شما برای ادامه تحصیل برید دانشگاه باید مرخصی بدون حقوق بگیرید ؟ یعنی برای تحول بنیادی درس خوندن شما لازم نیست؟ مگه شما با هیات علمی دانشگاه فرق دارید ؟ خوب شما درس می دید اون ها هم درس می دند.
بابا ... چرا فقط مدیر و معاون شما رو ارزشیابی می کنند ؟ چرا شما نمی تونید مدیر یا معاون یا رییس اداره یا مدیر کل یا حتی وزیر رو ارزشیابی کنید.
بابا... چرا این همه نامه که به وزیر و مدیر کل نوشتی هیچ جوابی نداشت؟
چرا... چرا...چرا
بابا و مامان عزیز با همه ی این چرا ها ... من بی چون و چرا به وجودتون و شغلتون افتخار می کنم چون من با همین سن و تجربه ی کم خوب می فهمم که هیچ پیشرفتی بدون شما و تلاش شما ممکن نیست. بدون شما هیچ تحول بنیادینی عملی نیست .حالا اگر دیگرانی نمی فهمند مشکل از خودشونه.
سال نو رو به همه ی دوستان عزیزم تبریک می گم انشالله سال ۹۱ بهترین ها رو براتون به ارمغان بیاره

با عرض معذرت این هفته ۱۶/۱/۹۱ و هفته ی آینده۲۳/۱/۹۱ به دلایل شخصی کلاس تشکیل نمی شه
التماس دعا
متاسفانه در حادثه ی سقوط F14 در بوشهر دو تا دیگه از جوانان وطن آسمونی شدند.
شهید سرهنگ دوم خلبان علی رضا کریمایی و شهید سرگرد خلبان مصطفی فصیحی.
یادشون گرامی
خلبان شهید کریمایی یه پسر ۸ ساله دارند.کمی بزرگتر از علی رضا احمدی روشن.

.jpg)
پیش از آمدن به اینجا همواره فکر می کردم که از چه کسانی سخن بگویم و تشکر کنم. از پدرم؟مادرم؟همسرم؟دخترم؟دوستانم؟ ولی الان که فکر می کنم هیچ چیزی را بهتر از این نمی بینم که از مردم سرزمینم ایران تشکر کنم. مردم ایران مردم صلح طلبی هستند. مردم ایران دوست داشتنی ترین مردم دنیا هستند.
این جملات را اصغر فرهادی هنگام دریافت جایزه بیان کرد...
چند روز قبل داشتم سر کلاس به بچه ها می گفتم که سعی کنند به جایی برسند که سرشون به تنشون بیارزه. گفتم سعی کنند بشند مثل احمدی روشن. باعث افتخار و سربلندی یک ملت. و کلی حرف های دیگه در این باب...
بعد از کلاس یه دانش آموز اومد و گفت آقا من در خودم نمی بینم مثل احمدی روشن بشم اما خیلی دوست دارم و فکر می کنم استعداد این رو هم دارم که مثل اصغر فرهادی بشم . به نظر شما این هدف خوبیه؟
هرچی به مغزم فشار اوردم دلیلی پیدا نکردم که نظر مخالفی بدم. لبخندی زدم و گفتم چه عالی. موفق باشی... و رد شدم.
راستش من فیلم فرهادی رو ندیدم اما جملات بالا نمی تونه از یه آدم مغرض یا خائن یا به اصطلاح امروزی غیر خودی باشه. به نظرم میشه به فرهادی هم افتخار کرد. منظور من مقایسه ی این دو نفر نیست .پس کسی موضع گیری نکنه.مسئله ی من اینه که فرهادی بودن گناهه یا نه؟ به هر حال از یه فوتبالیست یا وزنه بردار کار مهمتری کرده فکر می کنم. نمیدونم چرا بایدفرهادی رو انکار کرد یا ازش حرفی نزد یا بدتر بخاطرش شرمنده بود. یا من نمی فهمم ....یا......شاید.... بازم من نمی فهمم.


